تبليغاتX
لنگه کفش پر میخ - سراسیمگی ات را با من که قسمت کنی.....- قسمت من و تو هم که یکی نیست -

لنگه کفش پر میخ

کلا مزخرفات

سراسیمگی ات را با من که قسمت کنی.....- قسمت من و تو هم که یکی نیست -

نغمۀ روسپی

بده آن قوطی سرخابِ مرا
تا زنم رنگ به بیرنگی خویش؛
بده آن روغن تا تازه کنم
.چهر پژمرده ز دلتنگی خویش

بده آن عطر که مشکین سازم
گیسوان را و بریزم بر دوش؛
بده آن جامۀ تنگم که کَسان
.تنگ گیرند مرا در آغوش

بده آن جام که سرمست شوم؛
:به سیه بختی خود خنده زنم
،روی این چهرۀ ناشاد غمین
.چهره یی شاد و فریبنده زنم

-وای از آن همنفس دیشب من
!چه روانکاه و توانفرسا بود
:لیک پرسید چو از من، گفتم
!کس ندیدم که چنین زیبا بود

وان دگر همسر چندین شب پیش
- او همان بود که بیمارم کرد-
،آنچه پرداخت، اگر صد می شد
.درد زان بیشتر آزارم کرد

پر کَسِ بیکَسَم و، زین یاران
غمگساری و هواخواهی نیست؛
،لاف دلجویی بسیار زنند
.لیک جز لحظۀ کوتاهی نیست

نه مرا همسر و همبالینی
،که کشد دست وفا بر سر من
نه مرا کودکی و دلبندی
.که برد زنگ غم از خاطر من
***

آه این کیست که در می کوبد؟
!همسر امشب من می آید -
وای، ای غم، ز دلم دست بکش
.کاین زمان شادی او می باید

-لب من - ای لب نیرنگ فروش
بر غمم پرده یی از راز بکش؛
،تا مرا چند درم بیش دهند
...خنده کن، بوسه بزن، ناز بکش

از سیمین بهبهانی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 21:15  توسط خر مگس  |