قتل مضمون
هر شب از بالش خيسم، ساقه ی لوبيايی بيرون مياد که می رسه به يه قصر. قصری با يک ديو ( که هميشه روبروی آينه ميخوابه)و يک مرغ تخم طلا که فکر ميکنه بايد از دست دو تا ديو فرار کنه.
بوکسوری ست که هر روز - وقتی از سر تمرينات بر می گردد - همسرش را کتک می زند و نعره می کشد : می کُشمت مايک ِ کثافت. می کُشمت.
و يک سال پيش را به ياد می آورد که در يک مسابقه توسط مايک تايسون ناک اوت شد.
هشت پا جونور خوبيه وقتی که خودت يکی از پاهاش باشی و ديگران و ببلعی.
هشت پا جونور بَديه وقتی که يکی از پاهاش نباشی و راحت کلکت کَنده بشه.
هی هی عدالت جون! تو قبلنا اسمت هشت پا نبوده؟!
من يه پا اَم،تو يه پايی/جای ما تو گله بوده/کله يکی ديگه س که از ۱۰۰ سال پيشم کله بوده.
با تشکر از ممه هاي جنت جكسون
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 20:41  توسط خر مگس
|
