اينروزا يه موجود دلخورم كه حوصله خودمو هم ندارم فعلا در اي گدا خونه رو بستم
واسه يه روزي كه سر سوزني خلاقيت دست و پا كنم .
همين .....
....... كافه تعطيله
کلا مزخرفات
اينروزا يه موجود دلخورم كه حوصله خودمو هم ندارم فعلا در اي گدا خونه رو بستم
واسه يه روزي كه سر سوزني خلاقيت دست و پا كنم .
همين .....
....... كافه تعطيله
زنده باد علف!
شما کلاهتان را قاضی کنید: وجدانن...شده حتی برای
نمونه٬ حتی برای یک جفت گیری...حتی به اشتباه(دیگه چطوری بگم)
روزی ... روزگاری ... شیری یک روباه(حتی مکار) یا هر حیوان دیگری
را بکند؟ چه نر چه ماده ... به جان بچه هام...اصلن به جان شما قسم
می خورم (برای من فرقی نمی کند)...
البته توی اَنیمال کانال چند بار آیت الله ال سیستانی...دیگه برات بگم...
الباقی رااز اینجا بخوانید
|
دروغهاي كوچك هر روز به گوش ميرسد ، اما وقتي دروغهاي بزرگ گفته ميشود ، مردم نميتوانند باور كنند كه مغز آدمي ممكن است چنان فاسد شده باشد كه بتواند چنين جعلياتي سرهم كند .پس نزد خود فكر ميكنند لابد حقيقتي در اين گونه دروغها وجود دارد .!!!
نقل از كتاب انيشتن و شاعر (گفتار هيتلر در كتاب نبرد من )
من اتفاقا خيلي هم خوشحالم و اين افتخاري است كه خدمت حضرت عالي رسيده ايم. جناب آقاي رييس جمهور! پاييز گذشته كه حضرت عالي در مجمع عمومي سازمان ملل سخنراني داشتيد، فرموديد در هنگام سخنراني احساس كرديد كه هالهاي جناب عالي را فراگرفته است (من نقل قول ميكنم) و براي ۲۷دقيقه هيچ يك از رهبران دنيا چشم نزدند و نشسته بودند و گوش خود را براي شنيدن پيام جمهوري اسلامي ايران باز گذاشته بودند.
رئيس جمهور:
حرفهاي جالبي است، من هم در روزنامهها خواندم اينها را. من فكر ميكنم اين حرفهاي روزنامهاي است كه همكاران شما براي فروش بيشتر ميزنند.
گزارشگر:
سوال بنده اين نبود كه جناب عالي آن را در روزنامه خواندهايد يا نه...
رئيس جمهور:
من از اين حرفها از روزنامهها مطلع شدم.
فيلم گفتار احمدي نژاد در خصوص هاله نور در سازمان ملل
http://1andish.parsiblog.com http://2andish.parsiblog.com
گروه علم و انديشه نگرشهاي پيچيده ، انديشه اي ژرف
انسان طبيعت تفکر
براي عضويت روي لينك زير كيليك كنيد
http://groups.google.com/group/negaresh
به پاس احترام به حق دانستن ، اين نامه را براي دوستانتان ارسال كنيد
( توضیحا خارشتک بعد باستانی سوزاکه )
این خیال نعشهء من یه چیزی واسه چس ناله پیدا کرد :
...... اخرش اونی که باهاس گندیده نهارشو بالا بیاره منم
(توضیحا هرجا بو گند میاد متهم ردیف اول منم سفت چسبیده به صندلی )
....... دوست داشتم حرومزاده
شاید فردا زنگ بزنی وصادقانه بگی گه خوردم !
......... فردا به تهمونده مخم احتیاج دارم !
برم به یاد مادرت قهوه دم کنم !
............................................. آقا اساسا کافه تعطیله
هرررررررررررررری بابا :
خوش اومدی
If u love any thing let it free if come back it's yours if don’t come back it never was !
ما آدمها عين اين چاه های توالت ايرونی می مونيم و غرورمون مثل اين درپوشهای پلاستيکه که يه در لولايی دارن ! اين درپوشها رو می ذارن تو سوراخ چاه تا هم کثافتها از بيرون معلوم نشه و هم سوسک نتونه از اون تو بالا بياد ! ...... ولی اين درپوشه يا با فشار آب باز می شه و يا سنگينی يه چيز ديگه
امروز روز میلاد من و لنگه کفش پر میخ تو .blogfa. هست که دست بر قضا این دو اتفاق نا میمون بر هم منطبق شدند!
تو همچنين روزي به دلايلي دردناك و خارج از ارادهِ شخصي به دنيا امدم تا فلاكت باستاني نوع بشر را ميراثدار بشم
تو بدترين جهان سوم بدترين خاور ميانه بدترين ايران وبدترين شيراز
............ چند ماه قبلش بابام از سر دلخوري و امساك دست به كار كثيف توليد مثل شده بود به حساب من لختي درختاي آخر پاييز
ليبيدوشو تحريك به گناه كرده بود
الغرض باقي بقايم
خوشی،احتیاجی نیست سنگ دیگری پرت کنی
دارم می آیم
دارم می آیم.
يك سال ديگه به مرگ نزديك شدم
پروردگارا بابت تمام كثافتكاريها تو را شكر ميگوييم
بنوسيم پروردگار بخوانيم پدر يا بالعكس
امضاء یه نارسیسیت متفرعن
دمکراسی
با ترس یا با ریش گرو گذاشتن
دموکراسی دس نمیاد
نه امروز نه امسال
نه هیچ وخت ِ خدا.
منم مث هر بابای دیگه
حق دارم
که وایسم
رو دوتّا پاهام و
صاحاب آزادی باشم.
دیگه ذله شدهم از شنیدن این حرف
که: «ــ هر چیزی باید جریانشو طی کنه
فردام روز خداس!»
من نمیدونم بعد از مرگ
آزادی به چه دردم میخوره،
من نمیتونم شیکم ِ امروزَمو
با نون ِ فردا پُر کنم.
آزادی
بذر پُر برکتیه
که احتیاج
کاشتهتش.
خب منم این جا زندهگی میکنم نه
منم محتاج آزادیم
عینهو مث شما
به ِسّر نور قسم چیزی ست.
چنانکه ماه را هزار بار بوییدم.
گونه بر ردپای تو ساییدم
وآب از چشمه های شور نوشیدم
دهانم را کاباره ی هزار فرشته ی آوازخوان کردم.
با هزار عزرائیل سرمست رقصیدم.
تمام دیوانگان جهان را
تو را
و اقیانوس را که روح مرا بلعید
بلعیدم.
قطره
قطره
باریدم.
«من بی آوازم» را
از کوه
شنیدم
سیل شدم
بی رود رود
« مریم!
چقدر دوستت دارم» را
قشنگ تر از نوزاد
گریستم.
این قصه را تمام مادران شهر می دانند.
ترانه ام را تمام دیوانگان ایل می خوانند.
و تنها خدا می داند
چطور آنکه هزار و یک جن را به زنجیر کشیده است.
و اسم اعظم را به ایشان معرفی کرده است.
دیگر به دیدن جسمانی ی تواش نیازی نیست. (1)
به سِّر قفل قسم!
زیرا درون قلب من چیزی ست.
و در هرچیز شاه کلیدی هست؛
چنانکه چرخ می چرخد
وآن خیاط:
پیراهنی از باد.
ردایی از ترانه و نور.
تاج زرینی از کلمات.
و هشت ببر مازندران را نگهبان تو خواهم کرد
و از تو
- سیل زده-
برخواهم گشت.
در قباله ات بنویسم؟ عقاب های زرین کوهمرده (2)
پر بکشند
با شاه بلوط های وحشی.
حول حجله ات حصاری از چلچراغ.
کولی های گیتار به دست.
سوارهای برنو به دوش:
« های های!
گل گل قزل گلم!
گل شیدا بلبلم!» (3)
تمام قبیله ام شده ام
تا فریاد بکشم:
« داد!
از غم تنهایی!»
نغمۀ روسپی
بده آن قوطی سرخابِ مرا
تا زنم رنگ به بیرنگی خویش؛
بده آن روغن تا تازه کنم
.چهر پژمرده ز دلتنگی خویش
بده آن عطر که مشکین سازم
گیسوان را و بریزم بر دوش؛
بده آن جامۀ تنگم که کَسان
.تنگ گیرند مرا در آغوش
بده آن جام که سرمست شوم؛
:به سیه بختی خود خنده زنم
،روی این چهرۀ ناشاد غمین
.چهره یی شاد و فریبنده زنم
-وای از آن همنفس دیشب من
!چه روانکاه و توانفرسا بود
:لیک پرسید چو از من، گفتم
!کس ندیدم که چنین زیبا بود
وان دگر همسر چندین شب پیش
- او همان بود که بیمارم کرد-
،آنچه پرداخت، اگر صد می شد
.درد زان بیشتر آزارم کرد
پر کَسِ بیکَسَم و، زین یاران
غمگساری و هواخواهی نیست؛
،لاف دلجویی بسیار زنند
.لیک جز لحظۀ کوتاهی نیست
نه مرا همسر و همبالینی
،که کشد دست وفا بر سر من
نه مرا کودکی و دلبندی
.که برد زنگ غم از خاطر من
***
آه این کیست که در می کوبد؟
!همسر امشب من می آید -
وای، ای غم، ز دلم دست بکش
.کاین زمان شادی او می باید
-لب من - ای لب نیرنگ فروش
بر غمم پرده یی از راز بکش؛
،تا مرا چند درم بیش دهند
...خنده کن، بوسه بزن، ناز بکش
از سیمین بهبهانی
.«شادکام شادی فزا»دلقک محبوب شما !می رقصمُ شکلک در مياورم! همه کف می زنند!کسی محض شوخی تکه پاره های روحم را به پشتم چسبانده!همه می فهمند که من مسيحمُ حالم بهم ميخورد!
۲.آقای فرباز فلسفی!بازيگر محبوب شما !«هملت»ميشوم! همه کف می زنند!کسی محض شوخی روحم را در حال رقص باباکرم به پشتم چسبانده!همه می فهمند که من يک رقاص بازاريمُ حالم بهم می خورد!
۳.در يک روز با چاقو روحم را به صد تکه ی مساوی تقسيم می کنمُ بر روی هر يک اسمی ميگذارمُ اجازه ميدهم هر کدام بروند پی زندگی خود!کسی محض شوخی تکه تکه های روحم را از اينجاُ آنجا جمع می کندُ هر تکه را برای کسی می فرستندُ من حالم از اين همه تصوير ناهمگون بهم ميخورد!
۴.در دادگاه ايستاده ام!يک قاضی تکه های روحم را به زور بهم می چسباندُ همه را يک جا به يک جرم واحد محکوم می کندُ من ديگر حتی حالم بهم نمی خورد! روحم بهم می خورد
Song's Name; Imagine Lyrics by: John Lennon
| Imagine there's no heaven, | تصور کن بهشتی در کار نیست |
| It's easy if you try, | اگر سعی کنی آسان است |
| No hell below us, | جهنمی در زیر ما نباشه |
| Above us only sky, | روی سرمان فقط آسمان |
Imagine all the people |
تصور کن همه مردم |
| living for today... |
برای امروز زندگی بکنند |
Imagine there's no countries, |
تصور کن که مملکتی در کار نیست |
It isn't hard to do, |
کارسختی نیست |
Nothing to kill or die for, |
هیچ چیز که بکشی و یا براش بمیری نباشه |
No religion too, |
مذهب هم نباشه |
| Imagine all the people | تصور کن همه مردم |
| living life in peace... |
در صلح زندگی کنند |
Imagine no possesions, |
تصور کن مالکیتی در کار نباشه |
I wonder if you can, |
نمیدونم میتونی این کار را بکنی |
No need for greed or hunger, |
احتیاجی برای طمع و یا گرسنگی وجود نداشته باشه |
A brotherhood of man, |
یک اجتماع برادرانه |
Imagine all the people |
تصور کن همه مردم |
Sharing all the world... |
همه دنیا را با هم شریک هستند |
You may say I'm a dreamer, |
ممکن است که تو فکر کنی من آدم رویائی ام |
but Im not the only one, |
ولی من تنها نیستم |
| I hope some day you'll join us, |
امیدوارم تو هم به ما ملحق بشی |
And the world will be as one.
|
و اون موقع همه دنیا یکی خواهد شد |
بوکسوری ست که هر روز - وقتی از سر تمرينات بر می گردد - همسرش را کتک می زند و نعره می کشد : می کُشمت مايک ِ کثافت. می کُشمت.
و يک سال پيش را به ياد می آورد که در يک مسابقه توسط مايک تايسون ناک اوت شد.
هشت پا جونور خوبيه وقتی که خودت يکی از پاهاش باشی و ديگران و ببلعی.
هشت پا جونور بَديه وقتی که يکی از پاهاش نباشی و راحت کلکت کَنده بشه.
هی هی عدالت جون! تو قبلنا اسمت هشت پا نبوده؟!
من يه پا اَم،تو يه پايی/جای ما تو گله بوده/کله يکی ديگه س که از ۱۰۰ سال پيشم کله بوده.
با تشکر از ممه هاي جنت جكسون
خويشاوند نزديك هر انساني![]() | |||
| نوشته شده توسط شاملو | |||
|
من خويشاوند نزديك هر انساني هستم . نه ايراني را به غير ايراني ترجيح مي دهم نه انيراني را به ايراني . من يك لر بلوچ كرد فارس ، يك فارسي زبان ترك ، يك افريقائي اروپائي استراليائي امريكائي آسيائي ام ، يك سياه پوست زردپوست سرخ پوست سفيدم كه نه تنها با خودم و ديگران كمترين مشكلي ندارم بل كه بدون حضور ديگران وحشت مرگ را زير پوستم احساس مي كنم . من انساني هستم ميان انسان هاي ديگر بر سياره ی مقدس زمين ، كه بدون ديگران معنائي ندارم | |||